شيخ حسين انصاريان

124

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

چيزى همراه نياوردم مگر دو سه جلد كتاب ، هر چه داشتم از كتابخانه و غيره همه را ترك نموده بعد از زحمات بسيار نيمه شبى وارد بلدهء اروميّه شدم ، در همان شب رفتم درب خانهء حسن آقاى مجتهد مرحوم مغفور ، بعد از اين كه مستحضر شدند كه مسلمان‌آمده‌ام از ملاقات حقير خيلى مسرور وخوشحال گرديدند و از حضور ايشان خواهش نمودم كه كلمهء طيّبه و ضروريّات دين اسلام را به من القا و تعليم نمايند و همه را به حقير القا و تعليم نمودند و به خطّ سريانى نوشتم كه فراموشم نشود و هم مستدعى شدم كه اسلام مرا به كسى اظهار ننمايند كه مبادا اقارب ومسيحيّين بشنوند و مرا اذيّت كنند و يا اين كه وسواس نمايند ، بعد شبانه به حمّام رفته غسل توبه از شرك وكفر نمودم ، بعد از بيرون آمدن از حمّام مجدّداً كلمهء اسلام را بر زبان جارى نموده ظاهراً و باطناً داخل دين حق گرديدم . الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أنْ هَدَانَا اللَّه » « 1 » و همه ستايش‌ها ويژهء خداست كه ما را به اين [ نعمت ها ] هدايت كرد و اگر خدا ما را هدايت نمىكرد هدايت نمىيافتيم ، [ حكاياتى ديگر از فخر الاسلام ] خدا را به صد هزار زبان تشكّر مىنمايم كه در كفر نمردم و مشرك و مثلِّث از دنيا نرفتم . و بعد از شفا از مرض ختان ، مشغول قرآن خواندن و تحصيل علوم اهل اسلام گرديده و بعد به قصد تكميل علوم و زيارت ، عازم عتبات عاليات گرديدم ، پس از زيارت و تكميل تحصيل در خدمت اساتيد گرامى مدّتى عمر خود را در تعلّم و زيارت گذرانيدم و خدا را به عبادت حق در آن امكنهء شريفه عبادت نمودم . سوانحى كه در ايّام توقّف در كربلاى معلّى و نجف اشرف و كاظمين و سُرَّمَنْ

--> ( 1 ) - اعراف ( 7 ) : 43 .